سخن

برگزارکننده رویدادهای آموزشی

035 36291480
info@sokhanevents

چرا محرم؟ چرا عاشورا؟

چرا محرم؟ چرا عاشورا؟

 

بعضی از واقعیت ها را نمی شود با کلمات تعریف کرد.
یعنی هرچه بیشتر از آن واقعیت یا رخداد صحبت کنی به جای اینکه بیشتر شناخته شود، بیشتر مسئله انگیز می شود و سوال های ذهن آدم بیشتر می شود.
خدا نکند این واقعیت یا رخداد ریشه ی تاریخی هم داشته باشد. آنوقت مسئله و پرسش ها دوچندان می شود.

تاسوعا و عاشورای حسینی یکی از همین واقعیت های تاریخی است.
با آنکه کتاب های زیادی درباره اش نوشته اند و از آن زیاد سخن گفته اند و فیلم ساخته اند و جلسات گوناگون برای معرفی این نهضت برای گروه های مختلف گذاشته اند، باز هم وقتی به آن نگاه می کنم انگار هنوز غریب و ناشناخته است!

خوشبختانه دیگر همه می دانند حرمت ماه محرم برای چیست. همه شرح رخدادها را بارها شنیده اند، یا از زبان واعظ بر روی منبر، یا از دهان مداح در مجلس عزاداری، یا در یک گردهمایی دانشجویی یا علمی یا فرهنگی....
دیگر کمتر کسی است که این نهضت و این دهه محترم را نشناسد، حداقل داخل کشور خودمان.
هرچند، دشمنان این تفکر و اندیشه و نهضت و نظام، دقیقتر و بهتر از دوستان، به مطالعه پرداخته اند تا بتوانند با شناخت کامل تر و برنامه ریزی دقیق تر با آن مبارزه کنند!

با همه ی این تفاسیر، باز هم وقتی نزدیک این ایام می شویم و درگیرش می شویم و سپس از آن خارج می شویم، وقتی نگاهی به عقب می اندازیم می بینیم جز تکرار مکررات کاری نکرده ایم.
دوباره سیاه پوش شده ایم و مجلس عزایی و مدح و اشکی و چای تازه دمی و خوارک متبرکی و شور و هیجانی و ......
همین!

گاهی قدم هایی برای شناخت بیشتر این نهضت و تحلیل و بررسی اهدافش برداشته می شود. اما آنقدر کمرنگ و بی جان یا بی سر و صداست که دیده نمی شود.
بین شور و شعور حسینی انگار فاصله ای افتاده است. گویی هر گروه سعی می کند یکی را تقویت کند دیگری ضعیف می شود.
می آیند با سخنرانی واعظ، آگاهی و شناخت مستمعان را زیاد کنند، جوانان کمتر استقبال می کنند و ایراد می گیرند که ما حوصله نصیحت شنیدن و گوش کردن به سخنرانی نداریم!
مداحی خوش لحن و آوا دعوت می کنند و در مستعمان شور و هیجان می اندازند، آخرش می بینی معرفت جدیدی به هیچ یک از شرکت کنندگان اضافه نشد!

چاره چیست؟
چگونه با کلمات این نهضت و مصیبت بزرگ را به گوش دیگران برسانیم که حق مطلب ادا شود؟
چگونه عمل کنیم که سرمان را برابر صاحبان این خون های ریخته شده بالا بگیریم؟
چگونه بین علم و عملمان تعادل برقرار کنیم؟

از کجای این بلای بزرگ درس آموز بنویسم؟
آغاز حرکت امام و رسیدن به دشت نینوا و دیگر چگونگی ها را بارها گفته اند.
اینکه چگونه راه را بر این خاندان بستند...چه کسی بست....با دستور چه کسی....تعداد نفرات دو لشگر....روز واقعه و حوادثش.... نبردها و رشادت ها و شهادت ها....مردی ها و نامردی ها...پشیمانی ها.....دختر سه ساله....طفل شش ماهه....جوانان و نوجوانان در کنار مسن ترها.... علمدار و سقا....جسم پاره پاره....بریده شدن سر از قفا.....

واقعه کربلا، در ده روز خلاصه نمی شود.
پیش و پس این واقعه پر از حرف ها و کینه ها و غرض ورزی ها و خیانت های بسیاری است.
تقدیر این مصیبت، سال ها قبل از وقوعش مقدر شده بود.
چگونگی وقوعش همراه چراهای بسیاری بود که شاید کمتر گفته شده....
چرا انسان به اینجا رسید که عده ای توانستند چنین فاجعه ای بیافرینند؟
یک عالمه "چرا" که باید از تاریخ پرسیده شود....از انسان پرسیده شود....

از انسانی که امروز، در همین سال 2017 میلادی و 1396 شمسی، خالق بلایایی مشابه همان واقعه کرب و بلاست!
هنوز هم جنگ نابرابر و قتل و غارت و ظلم و بریدن سر، ادامه دارد و همه می بینند که همه ی این هایی که در تاریخ نوشته اند شدنی است!
قصه نیست....خیال نیست....

و تا زمانی که آدم ها نپرسند "چرا" و به این چرا ها پاسخ ندهند، محکوم به تکرار تاریخ اند.

 

منبع:رضا_حا_میم


چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها
(نیما یوشیج)


 

درباره نویسنده:

رضا حاج محمدزاده فارغ التحصیل رشته حکمت و فلسفه اسلامی است. او علاقه زیادی به نوشتن متون ادبی و اجتماعی دارد.

برچسب ها: خواندنیتیک تاک
دسته ها: رسانهسروش سخن

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.
 
عناوین