سخن

برگزارکننده رویدادهای آموزشی

035 36291480
info@sokhanevents

سمیرا نوروزی، خلبان برجسته ایرانی

سمیرا نوروزی، خلبان برجسته ایرانی
 
 جوان ترین خلبان زن ایرانی و یکی از پر افتخار ترین زنان ایران
 
برای شنیدن این پادکست همچنین می توانید به کانال تلگرام t.me/sokhanevents مراجعه فرمایید

عزیزانی که امکان استفاده از فایلهای صوتی و تصویری برایشان فراهم نیست می توانند متن این پادکست را در اینجا مطالعه کنند:

پرواز آرزوي هر انساني است. سپردن تن به آسمان و از بالاهمه چيز را ريز ديدن. همين اشتياق بود که برادران رايت را به آزمايش پرخطر ترين اختراع جهان دعوت کرد. سال هاي سال پس از تجربه نخستين پرواز، در ايران زني به شوق رهايي در آسمان لاجوردي رنگ به کلاس هاي پرواز مي رود و با تلاش فردي مجوز پرواز با هواپيماها را کسب مي کند اما بنابر قانون نانوشته يي در مجامع پروازي داخل ايران شوق و شور او از يک طرف و دانش و تخصصش از طرف ديگر ناديده گرفته مي شود تا حديث پرواز براي نيمي از جمعيت ايران ناتمام بماند و اينچنين به فهرست مناطق ممنوع براي زنان، بر ابتداي آسمان تابلوي ورود زنان ممنوع را نصب مي کنند. حکايت پرواز ممنوع سميرا نوروزي جوان ترين خلبان زن ايران را با بيان خود او مي خوانيم.

خانم سمیرا نوروزی با مدرک هوانوردی، کمک خلبان هواپیمایی نفت و متولد سال ۱۳۶۴ است. خانم نوروزی سن کمی دارد و به همین دلیل زمینه پیشرفت او در آینده به عنوان یک خلبان زن ایرانی فراهم است. در ادامه ایمیل گفتگوی کوتاه "عصر کیمیاگری" با این بانوی کمک خلبان را تقدیم شما دوستان پرشین استار می کنیم.

سمیرا نوروزی جوان ترین خلبان زن ایرانی یکی از پر افتخار ترین زنان کشورمان است، در این مقاله از مجله روبان با زندگی سمیرا نوروزی از زبان خودش بیشتر آشنا می شوید:

من از کودکي به پرواز علاقه مند بودم، از 7، 8 سالگي، اما از 12 سالگي به طور آماتور شروع به پرواز کردم.

در فرودگاه دوشان تپه تابستان ها با گلايدر پرواز مي کردم. آن موقع کاري که بزرگ ترها در 6 ماه انجام مي دادند براي من 3 سال طول کشيد چون کم سن و سال بودم و مدرسه مي رفتم. در 15 سالگي جوان ترين دختر خلبان ايران شدم، بعد از دبيرستان در رشته هوانوردي در دانشگاه مشغول به تحصيل شدم و همزمان با هواپيماي اولترالايت در فرودگاه آزادي پرواز مي کردم. چون فرآيند خلباني در ايران به دليل وجود متقاضي زياد و کمبود هواپيما هاي آموزشي بسيار مشکل و مستلزم زمان زياد است. زنان هم مشکلات خاص خودشان را دارند. يک قانون نانوشته در اين صنعت وجود دارد که اگر ده زن و ده مرد متقاضي آموزش باشند، طبيعتاً اولويت با  مردان خواهد بود. اين روند باعث شد که من براي کوتاه کردن زمان آموزش و انتظار براي پرواز از کشور خارج شوم. رفتم مجمع الجزاير فيليپين. خصوصيات جغرافيايي فيليپين باعث شده که اين کشور يکي از مراکز مناسب براي آموزش پرواز باشد. در آنجا به راحتي مي توانستم به فرودگاه هاي ديگر پرواز کنم. 13 ماه در مدرسه پرواز آموزش ديدم و در اين مدت مربياني از امريکا و فيليپين ما را آموزش مي دادند. مدرکي که به من دادند هم يک مدرک بين المللي محسوب مي شود. چون مورد تاييد ايکائو بوده و مدارکي که به تاييد ايکائو برسد در تمام کشورها مورد پذيرش است. عد از تبديل مدارکم اولين جايي که رفتم شرکت هواپيمايي ايران اير بود. آنها اعلام کردند به خلبان نياز دارند. در شرکت نفت، شرکت کيش اير و ماهان هم فرم هاي استخدام خلبان را پر کردم. همه درخواست هايم براي کمک خلباني بود.

من بدون هيچ پيش داوري رفتم. اما برخوردهايي که مي ديدم خيلي غيرمنتظره  بود چون از قبل مي دانستم يک زن در يکي از شرکت هاي هواپيمايي استخدام شده است. حتي من نزد الهام ، سخنگوي دولت رفتم و ايشان هم استقبال زيادي کردند و نامه يي را براي دکتر حسامي مديرعامل هما فرستادند. بعد از چند وقت که پيگير نامه شدم، کسي جواب درستي به من نداد. فقط اعلام کردند که نامه من به کاپيتان قاسمي معاون عملياتي ايران اير ارجاع داده شده است و من بارها سعي کردم که با ايشان تماس بگيرم اما متاسفانه نه تنها مرا به حضورشان نپذيرفتند بلکه به تماس هاي اينجانب نيز پاسخي ندادند. البته بارها و بارها در مورد موضع گيري سرسختانه ايشان در برابر زنان شنيده بودم. ولله اعلم.

دي ماه سال گذشته هواپيمايي چابهار آگهي داد که به کمک خلبان نياز داريم و واجدين شرايط مدارک شان را بفرستند، من هم فرستادم، يک ماه بعد ما را دعوت کردند براي امتحان که در محل ساختمان هاي اداري شرکت ايران اير برگزار شد. ما حدوداً 200 نفر بوديم که امتحان داديم اما از اين ميان يکصد نفر را انتخاب کردند. رتبه من زير 100 بود اما هيچ وقت دقيقاً رتبه ها را اعلام نکردند و متاسفانه براي مصاحبه دعوت نشديم، چون زن بوديم!

وقتي ببينم امکان اين وجود ندارد که از تخصصم استفاده کنم، دليلي ندارد بنشينم و حسرت بخورم از ایران می روم. من تا آنجا که بتوانم تلاش مي کنم که در ايران استخدام شوم. اگر تلاش هايم به بن بست برسد راهي به جز جست وجوي کار در کشور هاي ديگر برايم وجود نخواهد داشت و با تمام عشقي که براي کار و خدمت در کشور عزيز خودمان ايران دارم مجبور به ترک آن خواهم شد. البته اميدوارم با عنايت مسوولان ارشد کشور مشکلاتم برطرف شود و اين براي کسي که از سن 12 سالگي تاکنون تمام تلاشش را به کار برده است، توقع زيادي نيست.

حالا سمیرا در یکی از شرکت های هواپیمایی مشغول به کار است، او گاهی از برخورد مسافرین می رنجد، گاهی میخواهند پرواز را ترک کنند و حتی نمیخواهند با خلبان دوم زن پرواز کنند!

در هر حال امروز سمیرا به آرزوی سالیان درازش رسید و خوشحال است، ما هم به او بعنوان یک خلبان زن ایرانی می بالیم، تلاش هایش را می ستاییم و قدردان او بابت تلاشش جهت یشرفت کشورمان هستیم.

 

 

 

دسته ها: رسانهصدای سخن

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.
 
عناوین