سخن

برگزارکننده رویدادهای آموزشی

035 36291480
info@sokhanevents

زندگی پروژه است یا پروسه ؟

زندگی پروژه است یا پروسه ؟
 
همه می دانیم که نوع نگاه ما به زندگی تعیین کننده خیلی چیزهاست.

فردی که زندگی را تنها دوره ای برای لذت بردن می داند، رفتارش خیلی خیلی متفاوت است تا آنکه باور دارد خدا ما را به صورت گناهکار خلق کرده و وظیفه ما در این دنیا پاک کردن پرونده سیاهمان است.

خیلی ها می گویند، چقدر توی این زندگی لعنتی بمونم، عمرم داره تموم میشه. یا چقدر مجبورم سختی بکشم، تا کی؟ چند سال باید کار کنم؟ و جمله ثابت همه آنها این است که : مگه آدم چند سال عمر می کنه؟

نگاه پروژه ای به زندگی

پروژه چیزی است که با هدف خاصی آغاز شده و انتهایی دارد. اگر پروژه به آخر رسید و نتیجه حاصل شد شما موفق هستید، تشویق می شوید، پاداش می گیرید و از خودتان رضایت دارید. اما اگر نشد چه ؟ اگر پروژه شکست خورد چه ؟

هدف شما قبول شدن در امتحان دکتری بوده، چندین سال تلاش مستمر جواب نداده و شما قبول نشده اید.

هدف شما بچه دار شدن بوده اما همسر شما قدرت باروری ندارد.

هدف شما ازدواج کردن و طی کردن این مرحله مثل دیگر انسانها بوده است اما ازدواجتان پس از مدت کوتاهی به شکست انجامیده.

حال شما چگونه است؟

شما بازنده و ناکام هستید، سر افکنده هستید، باید از خودتان خجالت بکشید و انگار تا زمانی که این پروژه را با موفقیت پشت سر نگذاشته اید نمی توانید به پروژه های بعدی فکر کنید. شما عمری را تلف کرده اید. عمری که دیگر باز نخواهد گشت و به همین خاطر خودتان را مستحق سرزنش می دانید.

نگاه پروسه ای به زندگی

پروسه یعنی روند، یعنی مراحل انجام کار، یعنی راهی که شما طی می کنید.

مثلا اگر هدف شما از زندگی تعالی و پیشرفت علمی باشد، دیگر مهم نیست که آیا مدرک دکتری تان را گرفته اید یا نه، دیگر رد شدن در آزمون دکتری برایتان آخر دنیا نیست. شما باز هم می توانید در پروسه تعالی و پیشرفت علمی گام بردارید، با مطالعه، شرکت در کلاسهای متفرقه، مکاتبه با اساتید و صدها راه دیگر.

اگر هدفتان کشف دنیاهای جدید، مثل مادر یا پدر شدن است، دیگر ناباروری برایتان آخر دنیا نخواهد بود، شما می توانید به راه های متعدد دیگر مثل گرفتن فرزند خوانده یا حتی معلم مهد کودک شدن، این دنیا را کشف کنید.

اگر هدفتان تجربه زندگی زناشویی و خوشبخت شدن از این طریق است، ازدواج ناموفق نمی تواند سد راه شما شود، ازدواجی دیگر با رویکردی متفاوت تر همیشه در دسترس خواهد بود.

حال اگر تمام زندگی برایتان یک پروسه باشد چطور؟ اگر هدف شما تاثیر گذاری روی زندگی انسان ها، کمک به هم نوعان، مهربانی، خدمت به خلق یا هر ارزش دیگری باشد چه چیز می تواند جلوی شما را بگیرد؟ شما تا لحظه مرگ فرصت دارید که این ارزش ها را دنبال کنید. شاید مدل انجامش طی سالهای متفاوت عمر، فرق کند اما در همان مسیر و همان راستاست.

اگر اینگونه باشد شما هر لحظه که چشم از جهان فرو بندید، در مسیری درست در حال حرکت بوده اید و این یکی از رضایت بخش ترین اندیشه های دنیاست: من در راه درست در حال حرکت بودم و عمرم به گمراهی و سردرگمی نگذشته است. پاهایم زخم است اما زخم ها حاصل چرخیدن دور خودم نبوده است.

زندگی پروسه ای است به طول زندگی. یعنی تا لحظه مرگ تمام نخواهد شد. یعنی هر لحظه و در هر پروژه ای باشی باز هم در پروسه زندگی غوطه ور هستی. آنوقت اگر پروژه ای شکست خورد، اگر در جایی به بن بست رسیدی، اگر نا امید شدی از کسی یا جایی، باز هم زمان داری، باز هم می توانی تلاش کنی، چون درست است که پروژه شکست خورده اما پروسه همچنان پابرجاست.

 

منبع: درست راه رفتن در میان آتش


درباره نویسنده:

هادی رئیس یزدی، کارشناس ارشد مشاوره و روان درمانگر است. او سعی دارد روانشناسی را در قالبی ساده برای عموم بیان کند.

دسته ها: رسانهسروش سخن

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.
 
عناوین