سخن

برگزارکننده رویدادهای آموزشی

035 36291480
info@sokhanevents

بهناز شفیعی، نخستین بانوی موتورسوار ریس ایران

بهناز شفیعی، نخستین بانوی موتورسوار ریس ایران
 

او از شناخته شده ترین چهره های موتورسواری بانوان ایران و جهان است

 

 

برای شنیدن این پادکست همچنین می توانید به کانال تلگرام t.me/sokhanevents مراجعه فرمایید

عزیزانی که امکان استفاده از فایلهای صوتی و تصویری برایشان فراهم نیست می توانند متن این پادکست را در اینجا مطالعه کنند:

بهناز شفیعی متولد استان البرز و 27 ساله است. او از شناخته شده ترین چهره های موتورسواری بانوان ایران و جهان است. شفیعی غیر از موتورسواری ورزش های دیگری از جمله پارکور و نینجوتسو را دنبال می کند. بسیار عاشق سفر است و دوست دارد روزی با موتور به دور دنیا سفر کند. او معتقد است که جای خانم ها تنها در خانه و آشپزخانه نیست و انجام هر کاری از خانم ها بر می آید.

از چه سالی موتورسواری را شروع کردید؟

از کودکی شیطون بودم و عاشق موتور، ولی همه چیز از سیزده به‌در سال 83 آغاز شد. به یک روستایی نزدیک زنجان رفته بودم، یادم هست یکی از خانم‌های آن روستا که 34 ساله بود موتور‌سوار می کرد. برای من خیلی عجیب بود که یک خانم موتورسواری می کند. آنجا بود که عزمم را جزم کردم تا موتورسواری کنم. اولین بار در همان روستا سوار موتور شدم. به خاطر اینکه دوچرخه سواری می کردم مشکلی در موتور سواری نداشتم. دفعات اول زمین می‌خوردم اما کم کم یادگرفتم. یادم است به عشق موتورسواری هفته ای یکبار به این روستا می رفتم و شبها را با موتور سر می کردم. تا اینکه در سال 90 اولین موتورم را خریدم. آپاچی اولین موتور من بود. آن زمان نزدیک محل زندگی ما یک شهرک بود که به آنجا می رفتم و موتورسواری می کردم.

در دوران کودکی فکر می کردید روزی موتورسوار شوید؟

نه فکر نمی کردم، اما از کودکی عاشق موتورسواری بودم و هر وقت یکی از آشنایان یا اقوام می آمدند که موتور داشتند آنقدر گریه می کردم که مرا با موتور یک دور بچرخانند.

نخستین موتورتان را در چه سالی خریدید؟

نخستین موتوری که خودم خریدم یک موتور 125 سی سی در سال 1387 بود و سال 1390 یک موتور آپاچی خریدم و در اسفند ماه سال 1392 کراس را شروع کردم.

وقتی رشته موتورسواری را انتخاب کردید نظر خانواده تان چه بود؟

در خانواده ما فقط مادرم می دانست و نه تنها مخالفت هم نکرد، بلکه خیلی تشویقم می کرد و جلوی کارم را نمی گرفتم. به انتخابم افتخار می کرد و می گفت دختر باید زرنگ باشد و همه کاری بلد باشد. اما غیر مادرم کسی نمی دانست من موتورسواری می کنم. بعد از چند وقت که در اطراف منزلمان تمرین می کردم به خیابان رفتتم و در اتوبان‌ها به موتورسواری مشغول شدم. یک سالی در خیابان ها تمرین می کردم تا مهارت خودم را بالا ببرم. به جایی رسید که غروب ها به عشق سوار موتور شدن به خانه باز می گشتم.

 طبیعی است که در ابتدا این موضوع برای آنها جا نیفتاده‌بود که یک دختر سوار بر موتور شود اما کم کم آنها را متقاعد کردم که موتورسواری خطری ندارد و من می‌توانم با رعایت ایمنی به این ورزش بپردازم.آنها هم وقتی پیشرفت و علاقه من را در این رشته دیدند متقاعد شدند.

در این مدت پلیس جلو شما را نگرفت؟

نه اصلا. چون من کلاه ایمنی می گذاشتم و کاپشن می پوشیدم کسی متوجه نمی شد من دختر هستم. من هم عموما یک جا تمرین نمی کردم و خیابان های زیادی را طی می کردم.

بیشترین سرعتی که در خیابان رفتید چقدر بود؟

راستش 190 کیلومتر بر ساعت در اتوبان بابایی رفتم اما خب من این کار را تایید نمی کنم و به نظر من نباید اتفاق یبفتد.

از چه سالی موتورسواری در پیست را آغاز کردید؟

من از سال 89 تا 91 در شارجه امارات موتور ریس سوار می شدم و در سفری که به تایلند هم داشتم آنجا در پیست موتور ریس سوار شدم و متاسفانه نمی دانستم که در ایران خانم ها می توانند به صورت حرفه ای در پیست موتورسواری کنند و آن زمان هیچ شناختی نداشتم. زمانی که وارد کراس شدم توسط مربی ام جناب آقای مهین خاکی با خانم هایی آشنا شدم که در رشته کراس فعال بودند. اما پیگیری که کردم توسط فدراسیون دیدم در رشته ریس در ایران هیچ خانمی فعالیت ندارد و من برای این رشته تلاش کردم تا اینکه امسال در خود ایران به صورت حرفه ای ریس را انجام دادم و مدرکم را گرفتم.

شما در چند سال اخیر در جوامع بین المللی معروف شدید و چند خبرگزاری معتبر نظیر بی‌بی‌سی برای تهیه گزارش به ایران آمدند

ماجرا از عکسی شروع شد که خواهرم از من در شبکه های اجتماعی مننشر کرد که مورد توجه عکاس جام جم آنلاین واقع شد. او یک قرار ملاقات با من گذاشت و از من عکاسی کرد و عکس های او بازتاب جهانی داشت و حتی در روزنامه گاردین و کوریرادلااسپوورت ایتالیا هم چاپ شد. بازتاب جهانی باعث شد تا اسپانسرها برایم لباس، کلاه و… بفرسند و از من حمایت کردند. حتی ماه گذشته برای ضبط یک ویدئو تبلیغاتی برای یک طلا و جواهرسازی به اسپانیا رفتم.

در شهر موتورسواری می کنید؟

خیر، چون ممنوع است و به خانم ها گواهی نامه داده نمی شود. من فقط ورزش موتورسواری را در مکان اختصاصی خودش انجام می دهم.

دوست دارید با موتور سفر کنید؟

یکی از هدف هایم این است که روزی با موتور به دور دنیا سفر کنم و خیلی دوست دارم امکان این سفر برایم فراهم شود..

تاکنون آسیب دیدگی داشته اید؟

زمین که خورده‌ام ولی خداراشکر آسیب ندیدم. آسیب‌های من درحد درد، زخم و کبودی بوده است. ما در پیست از لباس‌های ایمنی استفاده می کنیم که جلو ضربه شدید را می گیرد. ما در سی سال گذشته تنها یک فوتی داشتیم که در اثر حادثه ای غیر مترقبه رخ داد. من قبلا هم گفتم، این ورزش باید اصولی و با پوشش کامل ایمنی انجام شود.

خیلی ها شما را به عنوان نخستین زن موتورسوار ایران می شناسند، نظرتان درباره لقب نخستین چیست؟

من در هیچ مصاحبه ای تاکنون عنوان نکرده ام که نخستین بانوی موتورسوار در ایران هستم اما متاسفانه یک سری از رسانه ها از عکس و نام من سوءاستفاده کرده اند و برای تبلیغات کار خودشان تیتر زده اند نخستین بانوی موتورسوار ایران، همچنین بانوان دیگری هم بودند که در این چند سال گفت و گو کرده اند و خود را به عنوان نخستین زن موتورسوار معرفی کرده اند در صورتی که این لقب به یک نفر مختص نمی شود چون اسنادی شامل عکس و روزنامه متعلق به بیش از 40 سال پیش موجود هست که نشان می دهد در آن سال ها بانوان موتورسوار پلیس داشته ایم و حتی بانوانی بوده اند که با موتور حرکات نمایشی انجام می داده اند. اما طبق تحقیقات و گزارش هایی که در فدراسیون موتورسواری انجام شده تا الان نام من به عنوان نخستین بانوی ریس سوار ایران ثبت شده است.

در حال حاضر شما هم در رشته «کراس» و هم در رشته «ریس» مشغول به فعالیت هستید چطور وارد این رشته ها شدید؟

-من در ابتدا «ریس» سوار بودم تا اینکه به مدت 6 الی 7 ماه توانستم با رشته «کراس» هم آشنا شوم. در حال حاضر من در رشته موتور «کراس» فعالیت می کنم.

به نظر من باید این نگاه در جامعه تغییر کند که خانم‌ها نمی‌توانند موتورسواری کنند. واقعیت این است که نگاه مسئولان به موتورسواری بانوان این‌گونه نیست و می‌دانم که آنها مخالفتی ندارند..

جایگاه بانوان در این رشته کجاست و عمده مشکلات خانم‌های موتورسورا در این رشته چیست؟

-اولین مشکل ما این است که بانوان پیست مخصوص به خود را ندارند و در پیست‌های اصولی هم نمی‌توانند موتور برانند. به همین دلیل مجبور می‌شویم فقط در شهران و پیست‌های دست‌ساز غیر‌اصولی و خطر‌ساز موتورسواری کنیم. متأسفانه در فرهنگ ما موتورسواری خانم‌ها هنوز عادی نشده است و به نظرم شنیدن طعنه‌ها در این ورزش سخت است. عموم مردم نگاه خوبی به موتور ندارند. به نظر من اگر کسی به موتورسواری علاقه مند است باید حمایت شود. خانواده ها با کمی هزینه می توانند فرزند خود را به کلاس های آموزشی بفرستند تا اصولی علاقه خود را دنبال کنند. من با موتورسواری در خیابان بدون لباس و کلاه ایمنی مخالف هستم. ولی اگر نتوان علایق جوان و نوجوان را هدایت کرد، او به صورت مخفیانه با موتور وارد جاده های می شود باعث خسارات جبران ناپذیزی می شود.

 تاکنون در مسابقات حرفه ای موتورسواری شرکت کرده اید؟

در مسابقات خیر، چون در ایران مسابقه ای برگزار نمی شود. من فقط به فستیوال جهانی موتورسواری ایتالیا دعوت شده و در آنجا شرکت کردم که در آن فستیوال پنج خانم را به عنوان موتورسوار نمونه جهان در سال 2015 انتخاب کردند که یکی از آن ها من بودم.

غیر از موتورسواری ورزش دیگری هم انجام می دهید؟

بله پارکور، نینجوتسو و فیتنس انجام می دهم.

از میان ورزش هایی که انجام می دهید اگر تنها قرار باشد یکی را انتخاب کنید انتخاب تان کدام است؟

موتورسواری را انتخاب می کنم.

برای خانم هایی که دوست دارند رشته موتورسواری را انتخاب کنند چه پیشنهاد و توصیه ای دارید؟

یکی از اهدافم این است که پیشگامی باشم برای بانوانی که علاقه به این رشته دارند تا بتوانند الگو بگیرند و وارد این رشته بشوند و پیشنهاد می کنم که بیایند به فدراسیون موتورسواری و در این رشته ثبت نام کنند تا آموزش های لازم را برای ورود به این رشته ببینند.

هدف نهایی تان در موتورسواری چیست؟

اول از هر چیز من عاشق موتور و موتورسواری هستم و بیشتر از همه عاشق خود ورزش موتورسواری هستم. اینکه بتوانم علاقه ام به موتورسواری را به نتیجه برسانم و این کار را انجام دهم. اما از وقتی وارد بحث های حرفه ای تر این رشته شده ام هدفم این است که می خواهم در ایران تیم بانوان را تشکیل بدهم تا مسابقات برگزار شود و بانوانی داشته باشیم که بتوانیم به مسابقات خارج از کشور اعزام کنیم.

نگاه و برخورد آقایانی که به صورت حرفه ای در این رشته فعال هستند نسبت به خانم هایی که وارد این رشته شده اند چیست؟

به غیر از یک سری محدود از آقایان که قهرمان این رشته هستند و ما را حمایت می کنند، اکثر آقایان به شدت با موتورسواری بانوان مخالف هستند. مخصوصا از موقعی که من وارد این رشته شده ام و مورد توجه رسانه های معتبر جهان قرار گرفته ام مخالفت هایشان شدیدتر شده است و بیشترین حرف شان با من این است که شمایی که دو سال است وارد این رشته شده اید چرا اینقدر مشهور شده اید و ماهایی که 40 سال است در این رشته هستیم هنوز کسی ما را نمی شناسد. من چند سالی است که در حال مقابله با این آقایان هستم و تا جایی که بتوانم ادامه می دهم چون واقعا عاشق این رشته ورزشی هستم.

به نظرم در وهله اول باید این نگاه در جامعه تغییر کند که خانم‌ها نمی‌توانند موتورسواری کنند. واقعیت این است که نگاه مسئولان به موتورسواری بانوان این‌گونه نیست و می‌دانم که آنها مخالفتی ندارند.این رشته ده سال است که به ایران آمده‌است اما بسیار پرهزینه است و کسانی که مانند من به این ورزش علاقه دارند تنها با هزینه شخصی خودشان به این ورزش می‌پردازند، اما متأسفانه با عوض شدن هر رئیس هیات هم ارائه مجوز رسمی به بانوان به تأخیر می‌افتد. امیدوارم روزی برسد که هم مردم جامعه و هم مسئولان این رشته را در بین بانوان باور کنند و یقین داشته باشند که بانوان توانایی بسیار بالایی دارند.

عجیب ترین کاری که تاکنون با موتور انجام داده اید چه بوده؟

به علت اینکه فرهنگ سازی نشده از لحاظ مردم عام همین که بانوان موتورسواری می کنند خودش کار عجیبی است ولی از نظر خودم کار عجیبی نیست.

تفریح مورد علاقه تان کدام است؟

تفریح مورد علاقه ام فقط موتورسواری و ورزش است.

غیر از موتورسواری کار دیگری هم انجام می دهید؟

من مدیرمالی یک شرکت بودم که پارسال به علت علاقه شدیدم به موتورسواری کارم را رها کردم و به صورت حرفه ای تمام وقتم را برای موتورسواری گذاشته ام و الان هم نمایندگی انحصاری کلاه موتورسواری لیزر هلمت در ایران را دارم و کار و زندگی ام با موتور گره خورده است.

اهل آشپزی کردن هستید؟

خیر، چون برای این گونه مسائل همیشه می توانی وقت بگذاری و در زندگی سریع یاد بگیری و هیچ وقت برای خانه داری دیر نیست، اما برای موتورسواری ممکن است دیر شود چون سن در موتورسواری بسیار مهم است و نظرم این هست که خانم ها جایشان فقط در خانه و آشپزخانه نیست و می توانند فراتر از اینها فعالیت کنند چون خانم ها قادر به انجام دادن هر کاری هستند.

برای سفر چه جاهایی را به ما پیشنهاد می کنید؟

من برای سفر به هرجا که می روم اول دوست دارم به پیست های آن منطقه بروم و موتورسواری کنم اما چون عاشق تاریخ و تمدن ایران هستم شیراز را پیشنهاد می کنم و دیدن تخت جمشید را.

در خارج کشور هم اروپا را دوست دارم و بیشتر جاهایی را برای سفر پیشنهاد می کنم که بشود در آنجا موتورسواری کرد مثل ایتالیا، تایلند، امارات و ترکیه

عجیب ترین خصوصی اخلاقی تان چیست؟

عجیب ترین خصوصیت اخلاقی ام این است که غرور ندارم و هیچ وقت نمی گویم من زمین نمی خورم یا به طور مثال نمی گویم در موتورسواری شکست نمی خورم. حرفم این است که اگر 10 بار هم زمین بخورم باز هم بلند می شوم و این بار قوی تر و از شکست هایم درس می گیرم و هیچ انتهایی برای من وجود ندارد.

فکرمی کنید تا چند سال دیگر بتوانید در پیست موتورسواری کنید؟

برای موتورسواری حرفه ای سن مهم است و شاید بتوان تا سن 36، 35 سالگی موتورسواری کرد اما ما خانمی داریم که با 45 سال سن هنوز موتورکراس سوار می شود. سن روی چگونگی و حد موتورسواری تاثیر می گذارد چون هرچه بالاتر برود آدم از نظر بدنی ضعیف تر می شود.

دل تان که می گیرد چه کار می کنید؟

موتورسواری می کنم

و حرف آخر.

آرزو دارم امکان موتو سواری بانوان درپیست‌های ایران به وجود بیاید و این نگاه و فرهنگسازی در جامعه ما نسبت به موتورسواری بانوان تغییر کند.اگر ما به این باور برسیم که بانوان در این رشته موفق خواهند بود و موتورسواری تنها مختص به آقایان نیست به طور حتم پیشرفت چشمگیری خواهیم داشت. همچنین یکی از آرزوهام این است که پلیس راهنمایی و رانندگی با موتورسوارهایی که بدون کلاه در سطح شهر رفت و آمد می کنند برخورد کند. من تا زمانی که تصادف نکرده بودم فکر می کردم حادثه برای دیگران است اما بعدش متوجه شدم باید همیشه مسائل ایمنی را رعایت کرد.

توصیه می کنم مخاطبان وقت بیشتری صرف ورزش و سلامتی خودشان کنند و در خودشان هدف و انگیزه ایجاد کنند و برای رسیدن به هدف شان هم بجنگند و تلاش کنند.

دسته ها: رسانهصدای سخن

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.
 
عناوین