سخن

برگزارکننده رویدادهای آموزشی

035 36291480
info@sokhanevents

تکلیف ما را روشن کنید

تکلیف ما را روشن کنید


شده بخواهی حرف مهمی بزنی، اما ندانی از کجا باید شروع کنی؟

کلمه ها و جمله ها را در سرت مدام پس و پیش کنی و گاهی بغض کنی و بغضت را به زور قورت بدهی تا بتوانی بنویسی...

امان از دردی که بغضش را نتوان فرو خورد!

گاهی می شود برای شناخت یک آسیب اجتماعی عده ای متخصص را دور هم جمع کرد و کارگروهی تشکیل داد و تحلیل و بررسی کرد و انگشت اتهام را به سمت عده ای نشانه رفت!

ولی بعضی وقت ها این کار، سخت است.
مثل وقت هایی که در کوچه و خیابان، یا پشت چراغ قرمز،کنار پارک، یا هرجای دیگری که آدم ها در رفت و آمدند چشمت به کودکانی ژنده پوش، که با سر و صورتی چرکین و غم آلود، مشغول به کارند می افتد!

کار که نه....چیزی شبیه کار....گل فروشی و فال فروشی و جوراب فروشی و اینها که کار نیست.
بهانه ایست برای لرزاندن دل عابران و سواره ها تا شاید دلشان به درد آید و حس ترحمشان را قلقلک بدهد و بشود خرده پولی یا اسکناسی و کمی بر اندوخته ی روزشان افزوده شود.

هرچند تعداد کمی از این کودکان از جنس همشهریان خودمان هستند؛ که این تعداد هم نباید باشند، ولی باز این دلیل نمیشود که چشم از دیدن کودکان اتباع غیرقانونی و قانونی پراکنده در شهرمان ببندیم و بر روی حس انسان دوستیمان پا بگذاریم!
 
تکلیف این کودکان چیست؟
محکوم به بیگاری و تکدی گری و با حسرت، بزرگ شدن هستند؟
باید رهایشان کنیم تا پا به پای خانواده ی داشته یا نداشته شان بسوزند و فردایشان را با خشت های کج بسازند؟

تکلیف خودمان چیست؟

باید دلمان بسوزد و دست به جیب شویم و مبلغی به آنها بدهیم و اینگونه پیش وجدانمان قیافه بگیریم که هان! دیدی من چقدر نیکوکار و انسان دوستم؟
و منتظر باشیم که جایزه صلح نوبل را به خاطر این همه حس انسان دوستی و نیکوکاری که با دو یا پنج یا ده هزار تومن ،خریده ایم به ما بدهند!

یا نه، باید ژست روشنفکرانه بگیریم و شیشه های ماشین را بالا بدهیم و اصلا انگار نه انگار که کودکی دیده ایم!
همه چیز را بیاندازیم گردن دولت و ملت و مجلس و دشمنان خارجی و استکبار جهانی و دونالد ترامپ و روح و جسم برجام و سری تکان بدهیم و رد شویم...

چرا همیشه دنبال مقصر هستیم؟
مقصر را که پیدا کنیم چه می شود؟
معجزه می شود؟مسئله خود به خود حل می شود؟ دردها یکباره درمان می شود؟

رسانه ها بارها فریاد سر داده اند که آقا یا خانم، به این متکدی های نیازمند نما کمک نکنید!
به مراجع ذی صلاح مراجعه کنید!
مراجع ذی صلاح خودشان رسیدگی می کنند....

و نتیجه اش شد برخوردها و بساط جمع کردن هایی که دست به دست در شبکه های اجتماعی چرخید و سوالات ذهن مردم را، بیشتر کرد.

مثل همیشه، جای آموزش و آگاهی خالی است.

آموزش برای آموختن اینکه تکلیف ما چیست؟
آگاهی برای اینکه بدانیم به تکلیفمان باید چگونه عمل کنیم؟

کودکان خیابان های شهرمان را دریابیم....

منبع:رضا_حا_میم


چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها
(نیما یوشیج)


 

درباره نویسنده:

رضا حاج محمدزاده فارغ التحصیل رشته حکمت و فلسفه اسلامی است. او علاقه زیادی به نوشتن متون ادبی و اجتماعی دارد.

دسته ها: رسانهسروش سخن

دیدگاه های بازدیدکنندگان

رضا حامیم چهارشنبه، 18 مرداد 96 - 08:28

جناب فراشائیان درود بر شما
یک اسکناس با هر تعداد صفری که روش باشه نهایتا به صورت موقت - اگر این پول دست خود کودک بمونه و تبدیل به مواد و .... نشه - درد و رنجش رو کاهش میده ولی در دراز مدت هیچ ثمری جز تثبیت همین تکدی گری نداره و باعث رشد اون کودک نمیشه
میشه با گرفتن مشخصات این جور بچه ها و شناسایی خانواده هاشون، اونا رو به نهادهای آموزشی معرفی کرد و کم کم تحت حمایت خود گرفت تا یه راه برای پیشرفتش ساخته بشه
البته هستند نهادهای غیر دولتی که اینچنین خدماتی رو ارائه میدن
مثل جمعیت دانشجویی امام علی علیه السلام
شاد و پایدار باشید
ارادتمند شما
محمدزاده

علی فراشائیان یکشنبه، 15 مرداد 96 - 08:04

مطالب عالی نوشته شده
ولی آخر نوشته به اینگونه بیان شده که کودکان خیابانهای شهرمان را دریابیم مگر نه اینکه با یک اسکناس 2 یا 5 یا نهایت آخر 10 هزار تومانی احساسمان را بیان میکنیم مگر راهی دیگر هست که ما عهده دارش هستیم و انجام نمیدیم ؟

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.
 
عناوین