سخن

برگزارکننده رویدادهای آموزشی

035 36291480
info@sokhanevents

به مناسبت روز بهزیستی

به مناسبت روز بهزیستی


چیزی که حق همه است، بهتر زیستن است.

زیر همین آسمان یک رنگ، هزاران آدم رنگارنگ زندگی می کند.

زندگی، مثل یک جعبه مداد رنگی است.
اگر همه مدادها سپید باشد، یا زرد، یا سبز و یا هر رنگ دیگر، یکنواخت و تکراری می شود.

زیبایی صفحه نقاشی، به ترکیب رنگ هاست.
گاهی شاد و روشن، مثل سپید و زرد.
گاهی غم و تیره، مثل سیاه یا خاکستری.
گاهی آرام و ملایم، مثل آبی.
گاه هیجان و تند، مثل قرمز.

و همینطور لحظه های رنگارنگ دیگر، که با هم ترکیب می شوند و یک تصویر زیبا می آفرینند.


گاهی هم میبینی تمام رنگ ها رنگ می بازند و فقط یک صفحه خاکستری  به جا می ماند!

نه اینکه رنگی نباشد.
رنگ هست ولی کمی بی جان تر...
رنگ هایی کمی خسته و دردمند!

مانند صفحه زندگی یک زن و کودک بی سرپرست،یا کمی تیره  تر، زن و کودکی بد سرپرست!

مانند صفحه زندگی  شخصی که از یک ضعف بدنی خاص رنج می برد و جامعه او را معلول می خواند!

مثل صفحه زندگی کودکانی که خانه کودکی و آغوش امن و مدرسه و کانون محبتشان، خیابان است و سنگ جدول و ماشین های بی احساس!

یا صفحه تمام آدم هایی که نیازمند هستند؛ به نان و سرپناه و دارو و سلامت جسم و جان و روان و غیره و غیره....

و کدام آدم است که بی نیاز باشد؟


ندیده ام کسی را که انسان باشد و بی نیاز باشد!
بی نیاز از محبت...
بی نیاز از دوست داشتن....
بی نیاز از دوست داشته شدن....

آب و نان و پول و پناهگاه و دارو و دیگر خدمات
رایگان، بهانه ای است برای خرج کردن محبت برای دیگرانی که از جنس خودمان اند... شبیه خودمان اند!

فقط کمی دست نقاش روزگار، روزهایشان را کمرنگ تر نقاشی کرده تا ببیند کدام دست نیکوکار، به یاری می شتابد و تصویر صفحه دفتر نقاشی عمر خود را با رنگ ابدیت، ماندگار می کند!

و چه زیباست وقتی این دست ها  در یک جا جمع شود....
مثل سازمان بهزیستی.

جایی که دست ها می کوشند تا بهتر زیستن را هدیه کنند به تمام آدم هایی که برای بهتر زیستن، به کمک نیاز دارند.

جایی که رنگ ها جان می گیرند و جان می بخشند به تمام روزهای خاکستری کسانی که روزگارشان خاکستری شده است.

جایی که آغوش است برای کودکان بی آغوش...
امنیت است برای بی سرپرستان و بد سرپرستان...
توانمندی است برای آنان که کمی کم توان اند............... یا ناتوان!

هرچند، در باورم نمی گنجد،زیر این آسمان یک رنگ، با اینهمه آدم نیکوکار رنگارنگ، هموطنی ناتوان بماند.

یادمان باشد، یک نهاد و یک سازمان و یک موسسه برای رسیدگی به درمانده گان کافی نیست.

جعبه مداد رنگی روزگار، با حضور من و تو کامل می شود.

دیدن این کلیپ را از دست ندهید

منبع:رضا_حا_میم


چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها
(نیما یوشیج)


 

درباره نویسنده:

رضا حاج محمدزاده فارغ التحصیل رشته حکمت و فلسفه اسلامی است. او علاقه زیادی به نوشتن متون ادبی و اجتماعی دارد.

برچسب ها: خواندنیتیک تاک
دسته ها: رسانهسروش سخن

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.
 
عناوین