سخن

برگزارکننده رویدادهای آموزشی

035 36291480
info@sokhanevents

اقسام اجتناب

اقسام اجتناب

 

بیایید فرض کنیم معشوقه ای دارید. چند سالی است که به او همراز و همدل بوده و زندگی را با او گذرانده اید و حالا چند روزی است به هر دلیلی این رابطه قطع شده است. سناریو آشناست، درست است؟
واکنش اولیه شما چیست؟ آیا عصبانی شده و به عالم و آدم بد و بیراه گفته اید؟ آیا شروع کرده اید به راز و نیاز با خدا و گفتن این جمله معروف که چرا من ؟ خدایاااااااااااااااااا چرا من ؟ آیا افسرده شده اید و چند روزی است نتوانسته اید درست غذا بخورید و اکثر ساعات را در خواب گذرانده اید ؟ شاید برعکس، خواب از سرتان پریده و یا چند برابر روزهای قبل از این اتفاق غذا خورده اید؟ تعداد مصرف سیگار افزایش یافته ؟ تعداد ساعات بیشتر یا کمتری را کار کرده اید؟ سعی کرده اید بلافاصله جای او را با معشوقی دیگر پر کنید؟
همه و همه این راهکارها اجتناب نام دارند. اقسام اجتناب به مراتب بیشتر از اینهاست.
اجتناب از چه ؟  به نظر شما این افراد دارند از چه چیزی فرار می کنند ؟ خواهشا چند دقیقه دست نگه دارید و کاملا فکر کنید.


این اتفاقات در زندگی انسانها کاملا طبیعی است و ذهن هم دارد کار خودش را می کند. پس شروع می کند به تولید کلی افکار (چه شد؟چرا رفت؟ من چه کردم؟ مقصر چه کسی است؟ اگر آن روز آن حرف را نمی زدم. پای کسی دیگر در میان است. اصلا لیاقت عشق مرا نداشت. من اصلا دوست داشتنی نیستم و .......) احساسات ( غم، ناامیدی، دلزدگی، خشم، بی حوصلگی و ...) کلی خاطرات خوب و بد او را برایتان مرور می کند، میل به سیگار و نوشیدن و خوردن و دور دور و ... ایجاد می کند و در آخر می رود سراغ بدنتان، یعنی سردرد و دل پیچه و حالت تهوع و سرگیجه و انواع و اقسام دیگر حالات بدنی. همه اینها کار ذهن است. محصولی طبیعی که از یک اتفاق طبیعی نشات گرفته است. هیچ کدام از اجزاء لیست فوق خوشایند نیست و معلوم است که ما می خواهیم از آنها فرار کنیم. می خواهیم اجتناب کنیم تا کمی آرام بگیریم و به قول خودمان "حالمان بهتر شود" اما آیا فرار از این افکار و احساسات به شما کمکی خواهد کرد؟ آیا باعث می شود که رضایت شما از خودتان و زندگیتان افزایش بیابد؟ آیا زندگیتان را کامل تر و پر بارتر خواهد کرد؟

بسیاری از معتادانی که دیده ام بازی را از همین جاها شروع کرده اند و دیگر نتوانسته اند از دست مواد که زمانی آمده بود تا کمی تسکینشان بدهد فرار کنند.


اینطور که شما می گویی هیچکاری نباید بکنیم؟
بله، اگر بتوانید، در اینجور مواقع هیچکار نکردن، بهترین کار است. اما راه حل چیست ؟

راه حل پذیرش است، یعنی بپذیریم که این محصولات طبیعی ذهن ما در مقابل این اتفاق است. سیستم امنیت ما تهدید شده و حق دارد اینگونه واکنش نشان بدهد. پس اگر طبیعی است مثل همه چیزهای طبیعی دیگر عمری دارد، می گذرد و نباید برای گذشتنش حتما کاری کرد. اکثر افراد طوری واکنش نشان می دهند که انگار قرار است تا آخر عمر این افکار و احساسات پابرجا باشند و هرگز فروکش نخواهند کرد. مثل کسی که داغ دیده و حق دارد که گریه کند، غمگین شود، ناامید باشد. عصبانی باشد. نباید کاری کرد که فرد زود بخندد، شاد شود، این دوره فقدان و سوگ باید به صورت طبیعی طی شود. وقتی پذیرفتیم که این دوره طبیعی است و عمری دارد آنوقت می پذیریم که نباید خیلی خودمان را به خاطر داشتن این احساسات سرزنش کنیم، نباید خیلی به خودمان گیر بدهیم اما نمی شود زندگی را هم تا گذشتن این دوره تعطیل کرد. باید غذا خورد، حمام رفت، کار کرد، اما شاید با کیفیتی کمتر.
همه این حرفها یعنی:
اتفاقی تلخ برایم رخ داده اما من انسانم و می پذیرم که حالم برای دوره ای مساعد نخواهد بود، پس سعی می کنم زندگی ام را ادامه دهم و برای زودتر تمام شدن این دوره و زود خلاص شدن از دست این افکار و احساسات و خاطرات آزار دهنده، هیچ کاری نمی کنم. این افکار و احساسات مثل ابرهای آسمان می آیند، می نشینند و می روند.

 

منبع: درست راه رفتن در میان آتش


درباره نویسنده:

هادی رئیس یزدی، کارشناس ارشد مشاوره و روان درمانگر است. او سعی دارد روانشناسی را در قالبی ساده برای عموم بیان کند.

دسته ها: رسانهسروش سخن

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.
 
عناوین